ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

311

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

مسافر به ديدن تخت‌جمشيد ، نقش رستم ، شيراز ، اصفهان ، كاشان و قم نيز توفيق مىيابد . برحسب اينكه كدام يك از اين راههاى متعدد مورد استفاده قرار گيرد مسافران اروپا گاه از شمال ، گاه از جنوب و گاه از مغرب به ايران وارد مىشوند و اين امر خود باعث شده است كه تصور ايرانيان را از وضع جغرافيائى اروپا مغشوش كند و به همين دليل اغلب از من مىپرسيدند كه واقعا فرنگستان در كدام طرف دنيا قرار گرفته است . در كنار مشكلات و رنجهائى كه با وضع نابسامان و خراب راهها ملازمه دارد ، بايد از آثار و عواقب زيانبار آب و هوا و خصوصيات اقليمى هم ياد كرد كه مسافر اروپائى بايد با آنها دست و پنجه نرم كند . هرگاه مسافر نكاتى لازم را از نظر پرهيز در غذا رعايت نكند بىهيچ ترديد سلامت و حتى زندگى خود را در معرض تهديد قرار داده است . متأسفانه بايد آنچه را در ديباچهء اين كتاب يك‌بار گفته‌ام باز تكرار كنم : اروپائيها در مشرق‌زمين به اسبشان بهتر و بيشتر از بدن خود عنايت دارند . مثلا مىدانند كه پس از يك سوارى طولانى نبايد بلافاصله زين از پشت آن برگيرند و قبل از آنكه عرقش خشك شود آن را به اصطبل ببرند ؛ اما در عوض خود بلافاصله جامه از تن برمىگيرند و خنك‌ترين جا را اختيار مىكنند تا براى رفع خستگى بياسايند : و اين كارى است كه تقريبا همواره با بروز تب ، اسهال و ساير بيماريها ملازمه دارد . فاصلهء اواسط مرداد تا اوايل آبان‌ماه نامساعدترين و ناسالمترين هوا براى مسافرت است ؛ يك اروپائى كه سالهاى سال در ايران اقامت نداشته و با آب و هواى آن عادت نكرده است ، نبايد در اين ماهها در داخل ايران مسافرت كند . حتى خود ايرانيها سفر در فصل زمستان را بر فصل به اصطلاح خوب پائيز ترجيح مىدهند ، هرچند كه از جهات ديگر با ناملايمات و سختيها توأم باشد . اصل كلى كه مىتوان پيشنهاد كرد اين است كه مسافر به محض احساس اولين علائم بيمارى بدون فوت وقت به يكى از دهات مرتفع كوهستانى برود . در ارتفاعى در حدود شش هزار پا آب و هوا كاملا تأثيرات نامساعد خود را از دست مىدهد . معمولا در ذكر مخاطراتى كه از نظر امنيت جانى و مالى در مسافرتهاى داخل ايران گريبانگير مسافر مىشود غلو مىكنند . من خود به اطراف و اكناف اين كشور سفر كرده‌ام ، با قافله‌ها همراه بوده‌ام آن هم درحالىكه فقط نوكران خود را همراه داشته‌ام ، با اسبهاى چاپارخانه ره سپرده‌ام ، در دل شب ، فرسخها در بيابانهاى خشك و خالى طى كرده‌ام و هرگز دچار حادثهء سوئى از آن قبيل نشده‌ام . تا حدودى كه من اطلاع دارم در طول ده سال اخير هرگز هيچ اروپائى بقتل نرسيده و اموالش به غارت نرفته است . با قافله سفر كردن همواره حد اكثر امنيت جانى و مالى مسافر را تأمين مىكند . بسيار نادر است كه كاروانى مورد حملهء تجاوزآميز قرار گيرد و به استثناى موارد معدودى مىتوان گفت كه در صورت وقوع حادثه‌اى دزدان و غارتگران به زودى دستگير مىشوند و به مجازات مىرسند . زيرا چون همهء